مقاله وتحقیق
جدیدترین مقالات در مورد علوم مختلف

> سریال خارق العاده آموزش زبان extra

> آموزش برق خودرو

> آموزش مكانيك پژو 405

> راهنمای پرورش زنبور عسل

> آموزش زبان انگليسي در خواب

> آموزش پرورش قارچ

> آموزش ساخت جعبه كادويي

> مجموعه آموزشی پرورش بوقلمون

> آموزش سفره آرايي و ميوه آرايي

> قلم قاری قرآن

> مجموعه آموزشی تعمیرات لپ تاپ

> آموزش شغل پرسود پرورش شترمرغ

کسب درآمد از طریق اینترنت از هفت راه متفاوت بدون نیاز به تجربه وتخصص
نویسنده: امیر - ۱۳۸٩/٩/٢٤

تاریخ ولادت امام سجاد علیه السلام

 

سال و روز تولد حضرت امام سجاد علیه السلام مورد اختلاف شدید مورخین است.

 

مشهورترین نظر در باره‌ی سال و روز تولد امام، روز پنجم شعبان سال 38 هجری قمری در مدینه است که بزرگانی نظیر جناب شیخ مفید در « ارشاد»، شیخ کلینی در « اصول کافی»، ابن شهر آشوب در «مناقب »، ابن خشاب در « موالید اهل بیت »، شهید در کتاب « الفصول المهمه »، و دیگران به آن معتقدند.

 

نظرات دیگر عبارتند از: سال 33، 36، 37، و نیز سال 48 یا 49 هجری قمری.


مسمومیت و شهادت امام سجاد علیه السلام

حضرت زین العابدین و سید الساجدین علیه السلام که خیر محض و طهارت و قداست و زکاء صرف و صلابت و فراست و شجاعت مطلق و خدمت و دلسوزی و خیرخواهی کامل برای جامعه اسلامی و در یک کلمه مجمع الفضائل و الکمالات بودند، پس از گذاردن یک عمر پر برکت که در حساس ترین مقطع تاریخ اسلام واقع شده بود و با انجام افتخار آمیز وظائف خطیر امامت با همه دردها و مشقتها و ناراحتیها و غربتها و با مشاهده طلوع اولین ثمرات با برکت مجاهدات طاقت فرسای خود و به بارنشستن تمامی برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت که با سیاست الهی خود طراحی نموده بودند، سرانجام به دست پلید دستگاه کثیف اموی با مدیریت ثمره شجره خبیثه مروانی «ولید بن عبدالملک » مسموم و به شهادت رسیدند.

بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بی‌رحمانه بود.

 

والی مدینه - هشام بن اسماعیل - گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد:« الله اعلم حیث یجعل رسالته » (خدا می‌داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.)

و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می‌کنیم.

 

مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود.

 

آری حضرت که وجود اقدسشان خاری بود در چشم خفاشان غاصب نظام حاکم با روشن شدن آثار وجودی آن بزرگوار که کاملاً نظام اموی را غافلگیر کرده بودند، توسط سردمداران پلید این نظام مسموم گردیدند و با رفتن خاکیان را در سوگ خود گذاشتند .

 

ولی آثار وجودی آن بنده برگزیده حق تا زمین و زمان به وجود ادامه می دهند، پا برجاست و هر سالک و عارضی که خواهان وصال حضرت دوست است، چاره ای جز نوشیدن از منبع آثار معنوی و عرفانی آن عارف بزرگ برجسته اند و به ویژه زمزمه نمودن مناجاتهای عاشقانه و عارفانه آن حضرت برای همه طالبان ، شفابخش و آرام بخش خواهد بود.

 

برای مرور به صحنه غمبار حدیث جدائی و فراق حضرت، باید عناوین زیر را به بررسی بنشینیم و در حرمان از آن خیبر مطلق، اشک غم فرو بریزیم.

همان طور که در روز تولد حضرت زین العابدین علیه السلام در بین مورّخین اختلاف است، در روز و سال شهادت او نیز اختلاف وجود دارد.

 

دامنه این اختلاف از سال 92 هجری تا سال 100 هجری است، اما آنچه از همه مشهورتر است، یکی سال 94 هجری است که آن را به مناسبت ارتحال فقهای بیشماری از اهل مدینه، « سنه الفقهاء » نامیده اند و دیگری سال 95 هجری.

« حسین » فرزند امام علی بن الحسین علیه السلام وفات پدر خود را در سال 94 اعلام کرده است و بر این اساس بزرگانی نظیر شیخ مفید و شیخ طوسی و محقق اربلی و ابن اثیر نیز همین نظر را داشته اند.

 

اما بر اساس روایتی که ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است، امام فرموده است:

حضرت علی بن الحسین علیه السلام در حالی‌که 57 ساله بودند از دنیا رفت و این واقعه در سال 95 هجری اتفاق افتاد.

 

 

 

شهادت

روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است.

بنا بر این روایات، امام سجاد علیه السلام 57 یا 58 سال عمر فرمود که :

دو سال آن را در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ده سال را در زمان امامت عموی خود حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپری فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نیز 35 سال بوده است.

حضرت زین العابدین علیه السلام پس از تشییع باشکوه مردم مدینه، در بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، همسران پیامبر، فاطمه بنت اسد و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، عموی بزرگوارش، مدفون گردید.

در این قطعه از بقیع عباس، عموی پیامبر، نیز دفن شده بود و بعداً حضرت امام صادق و حضرت امام باقر نیز مدفون گردیدند. این بخش دارای قبه و بارگاه بوده ولی اکنون به دست وهابیون تخریب شده است.

 

لحظات آخر حیات امام سجاد علیه السلام

درباره آخرین لحظات زندگی حضرت امام سجاد علیه السلام چند روایت وجود دارد:

 

1- ابو حمزه ثمالی از حضرت امام باقر علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:

چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرا رسید، من را به سینه خود چسبانید و فرمود:

پسرم، تو را به چیزی وصیت می کنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد. او فرمود از ظلم به کسی که بر علم تو ناصری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.

 

2- از حضرت ابی الحسن علیه السلام نقل شده است که امام سجاد علیه السلام در هنگام وفات بیهوش شد. سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:

حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه ی بهشت را به ما بخشید و ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.

سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد:

پس چه خوب است اجر عاملین. و از دنیا رفت.

 

3- و در روایت دیگری آمده است:

امام پیش از وفات لحظه ای به هوش آمد و پارچه ای را که رویش بود کنار زد و فرمود:

قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید.بعد پارچه را روی صورتش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 

آخرین شب زندگانی حضرت سجاد علیه السلام

امام صادق علیه السلام فرمود:

حضرت امام سجاد علیه السلام در شب شهادتش به فرزندش، امام محمد باقر، فرمود:« پسرم، برایم آب بیاور تا وضو بگیرم.»

امام محمد باقر برخاست و ظرفی آب آورد.

امام سجاد فرمود:« این آب برای وضو شایسته نیست،‌ چرا که در آن حیوانی مرده افتاده.»

امام باقر چراغی آورد و دید موشی مرده در آن افتاده است. از این رو ظرف آب دیگری برای ایشان برد.

امام سجاد فرمود:« پسرم! این همان شبی است که به من وعده داده‌اند.»

سپس سفارش کرد به شترش که بارها با آن به حج مشرف شده بود، خوب رسیدگی کنند و غذا بدهند.

 

مدیریت نهضت فرهنگی

دوران امامت امام سجاد علیه السلام یکی از سخت ترین دوران تاریخ صدر اسلام است چرا که :

سلسله اموی به عدم رعایت ارزش‌های اسلامی همت گماشته بود و با استبداد و سرکوب نیروهای فکری و اجتماعی خاندان رسالت و امامت و به شهادت رساندن هزاران انسان فداکار و آشنا با آیین توحید و دستورات نبوی و مفاهیم علوی، سعی می‌کرد هدف نابودی کامل رسالت پیامبر اسلام را تحقق بخشد.

 

فرازهایی از این تاریخ ننگین و سیاه در بررسی زندگی سیاسی امام سجاد علیه السلام مورد اشاره قرار گرفته است.

 

بنابر این آنچه لازم می‌نمود، آغاز یک « نهضت فرهنگی » بود که از یک سو زمینه بارورشدن اهداف اصیل نهضت حضرت امام حسین علیه السلام را فراهم کند و از فراموش شدن آن جلوگیری نماید

و از سوی دیگر با توجه به « اصالت فرهنگ » در بینش اسلامی، زمینه‌ساز تاسیس مکتب جعفری و نشر معارف اصیل اسلامی در جامعه باشد.

 

امام زین العابدین با ایفای نقش امامت در این دوران در بعد فرهنگی، به بهترین وجه رسالت خطیر خود را به اتمام رساند و با حفظ دین مبین اسلام از نابودی، زمینه شناخت و بارور شدن ارزش‌ها و تعالیم اسلامی در جامعه را فراهم نمود و میراث جاودانی تعالیم آسمانی دین اسلام را برای نسل‌های بعد به یادگار گذاشت.

 

رسالت انبیاء و اولیاء

آشنا ساختن جامعه با معارف الهی در زمینه مبداء و معاد و وظایف بندگی در مقابل خداست.

تربیت انسان‌های شایسته که این معارف در وجودشان به بار نشسته باشد و عملاً به مقام « عبودیت » خداوند نایل شده و موحّد و مخلص گردیده باشند.

 

ازاین رو « نهضت فرهنگی » از « اصالت » برخوردار است. در آیه دوم سوره جمعه چنین آمده است:

«هوالذی بعث فی الامین رسولاَ منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه »

(خداوند در جامعه فاقد دانش، پیامبری از خودشان مبعوث فرمود تا ابتدا آیات او را بر آنها تلاوت نماید و بعد آنها را تزکیه و تهذیب موده، حکمت به آنها تعلیم فرماید.)

بنابر این « انسان‌سازی » که راهی جز تعلیم و تربیت برای آن وجود ندارد، هدف اصیل ارسال همه انبیاء و آرمان نهایی همه اولیاست.

 

حضرت امام زین العابدین در اوج حاکمیت استبداد اموی، در حالی که هنوز آثار زنجیرهای اسارت بر بدن مطهرش موجود بود، با روشی بدیع، زبان خود را در دفاع از حق و بیان معارف اصیل اسلامی به کار گرفت و در خلال مدت درازی در حدود 35 سال، به بهترین وجه نهضت فرهنگی تشیع را رهبری نمود.

 

او که به خوبی از عهده رهبری نهضت پدرش بعد از شهادت بر آمده بود، در این نهضت نیز به موفقیت دست یافت و دلیل قاطع آن، تبلور عظیم فرهنگ اصیل اسلام و تشیع به دست حضرت امام باقر و امام صادق علیهما السلام است.

 

جایگاه رفیع علمی حضرت سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام یکی از مصادیق آیه‌ی « کل شی احصیناه فی امام مبین » است؛ چرا که بر اساس روایات متعدد، هنگامی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره‌ی این آیه سئوال شد، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را « امام مبین » معرفی کرد و جانشینان آن امام نیز همه وارث علم و سایر کمالات اویند.

 

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، باب مدینه‌ی علم پیامبر است ( پیامبر فرمود: «انا مدینه العلم و علی بابها ») و تمام علم او به جانشینش یکی پس از دیگری انتقال یافته است

امام سجاد در زمینه الهی بودن علم امامان و گستردگی آن می‌فرمایند:« حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم امین خداوند در روی زمین بود و چون به لقاء حق شتافت، اهل بیت او وارثانش و امینان خداوند در روی زمین شدند. علم منایا و بلایا ( علم به سرنوشت و مقدرات انسانها)، علم نسب، نام شیعیان و اسامی پدران آنها همه نزد ماست.

ما برگزیدگان خداوند و اوصیای پیامبریم و از هر فرد دیگری به قرآن سزاوارتر. ما در مراتب عالی علم قرار داریم و علوم همه ی انبیاء نزد ما به ودیعت گذاشته شده است.»

 

در زمینه جایگاه رفیع علمی حضرت سجاد علیه اسلام دو استدلال دیگر نیز قابل توجه است:

1- تمام میراث سترگ علمی امام باقر علیه السلام که شکافنده علوم لقب گرفت و امام صادق علیه اسلام که به دلیل تلاش در نشر فرهنگ اسلام و تبیین احکام و معارف ناب، « رئیس مذهب شیعه » لقب یافت، از حضرت سجاد علیه اسلام بوده است که به آنان به ارث رسیده است.

 

2- بر اساس حدیث « انّ آثارنا تدل علینا » (یعنی آثار ما بر کمالات ما دلالت دارد)، مجموعه‌های گرانقدر به‌جامانده از حضرت سجاد علیه السلام از قبیل « صحیفه کامله سجادیه » و « رساله الحقوق » و صدها حدیث و روایت و نیز شاگردان تربیت شده نظیر ابو حمزه ثمالی که ائمه هدی او را سلمان و لقمان زمان نامیدند، دلالت بر جایگاه رفیع علمی و فرهنگی آن امام بزرگوار دارد.

 

پایه گذاری نهضت فرهنگی

حضرت سید الساجدین علیه السلام برای ایفای نقش برجسته امامت خویش در دوران پس از واقعه خونبار عاشورا، نقشه ای بسیار پیچیده و چند سویه طراحی نمودند تا پایه گذاری نهضت فرهنگی عمیق و گسترده اهداف بلند اسلام و رسالت را به تحقق نزدیک نموده و با حفاظت از دستاوردهای نهضت پدر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام، زمینه تعمیق و بارور شدن آن را فراهم سازد.

 

شناخت این نقشه نیازمند بررسیهای گسترده در تاریخ و اسناد موجود است که مجالی بسیار واسع می طلبد اما بصورت خلاصه می توان اظهار داشت با توجه به شرائط استثنائی و وحشتناک عصر این امام همام عملکرد حضرت سجاد علیه السلام، آیتی روشن از یک اعجاز واقعی است سرکوب شدید دشمن، از هم گسیختگی نیروها، نفوذ گسترده آموزه های غیر اسلامی در جامعه، خفقان و استبداد شدید، تحت مراقبت دائمی بودن، حاکمیت یأس و ناامیدی بر بخش وسیعی از مسلمین، شیوع انحرافات عقیدتی از خط راستین امامت و با این همه چگونه باید سکّان مدیریت جامعه را هدایت نمود که هم از اساس معارف اسلامی و دستاوردهای رسالت حفاظت به عمل آید، و هم زمینه بسط و گسترش معارف ناب فراهم گردد.

 

و این همه در خدمت تربیت انسانهای لایق قرار گرفته و عملاَ شروع به نیرو سازی و کادر سازی کرد تا خسارتهای انسانی گذشته و حال را نه تنها جبران کرد که بر آن فائق آمده و زمینه یک انقلاب فرهنگی بزرگ را که باید به دست دو امام عزیز بعدی به وقوع بپیوندد، فراهم ساخت. و در ضمن شور و نشاط و باور داشتن اعتماد را نیز به جامعه پیروان واقعی برگرداند و از عقب گرائی و انحطاط روحیه، آنها را محافظت نمود.

 

در این راستا حضرت زین العابدین صلوات الله علیه با رفتار و گفتار خود بهترین عملکرد را در تاریخ از خود ارائه داد:

 

ـ تذکر دائمی مصائب وارد بر آل الله در حادثه خونبار کربلا که تحت عنوان تداوم عزاداری حضرت سجاد علیه السلام برای پدر مورد بررسی قرار گرفت.

ـ حضور فعال در عرصه های اجتماعی و ارائه عملی یک الگوی کامل از همه فضائل و مناقب انسانی و الهی که با بررسی بعد فردی و اجتماعی وجود مبارک او می توان به گوشه ای از این الگوی منوّر واقف گردید.

ـ تنظیم ماهرانه روابط سیاسی خود با زمامداران اموی و نظام سیاسی فاسد حاکم که نه به آنها بهانه سرکوب و خشونت داده و نه ایهام انعزال از جامعه و یا تائید عملکرد حاکمان، از آن قابل استفاده باشد. این مسئله را در بررسی بعد سیاسی وجود اقدس امام باید پی گیری نمود.

 

ـ بیان معارف الهی اسلام و درسهای مشترک علمی و حقوقی و ارائه مکتبی جامع از خود سازی و تهذیب در قالب شورانگیز « دعا » و « مناجات » با حضرت حق که خود در صدها مناجات بجا مانده از حضرت به ویژه « صحیفه کامله سجادیه »، « رساله الحقوق » و روایت بیشمار که همان سخنان گوهر بار حضرت است نشان داده است.

 

1- تربیت دهها شاگرد و نشاندن معارف صحیح اسلامی در جان و دل آنان، که از برجسته ترین بخش های عملکرد حضرت سجاد علیه السلام است و تحت عنوان تربیت شاگردان برجسته باید بررسی گردد. و نیز روشنگری و افشاگری در زمینه مسائل سیاسی جامعه و هشدار به عالمان وابسته به دربار که بخشی از آن در نامه معروف امام به « زُهری » خود را نشان داده و قسمتهایی از آن نیز در ادعیه صحیفه کامله سجادیه ارائه شده است.

 

و شیوه های بیشمار دیگر. آری باید این امور و مسائل را به دقت مطالعه و بررسی نمود تا به چگونگی رهبری فکری جامعه توسط حضرت سجاد علیه السلام و پایه گذاری « نهضت فرهنگی » توسط ایشان واقف گردید و نقش منحصر به فرد آن امام بزرگوار را در تاریخ حیاتبخش امامت و ولایت شناخت و از آن اقتباس کرد.

 

امام سجاد علیه السلام و بیان معارف الهی

 

حضرت امام سجاد علیه السلام با توجه به شرائط خاص زمانه، برای ارائه معارف الهی از قالب شور انگیز « دعا و مناجات » بهره گرفت تا از یک سو با سرکوب و اختناق شدید حاکم در جامعه که به شدت از روشنگری حقیقی برای مردم جلو گیری می کرد، مواجه نشود و از سوی دیگر با توجه به زبان « مناجات »، با نفوذ در عمق جان مردم جامعه، شور و نشاط را در وجود آنان ایجاد و وجودشان را به پروردگار متصل کند.

در این رابطه باید از دو اثر جاودانه امام سجاد یعنی «صحیفه سجادیه» و «رساله‌ حقوق» نام برد. البته غیر از این دو کتاب، سخنان گهرباری نیز از او به یادگار مانده است.

 

امام سجاد علیه السلام و تربیت شاگردان برجسته

امام سجاد علیه السلام شاگردان برجسته‌ای در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی تربیت نمود که تعدادشان کم نیست، و هر یک از آنها ستارگان درخشان آسمان علم و اخلاق و تهذیب است.

 

این در حالی است که امام سجاد علیه السلام می‌فرمود: « در تمام مکه و مدینه بیست نفر که ما را دوست بدارد، وجود نداشت. » و از ابتدای امامتش در معرض انبوه فتنه‌های سیاسی و عقیدتی خلفای بنی امیه بود.

فتنه‌هایی از قبیل حمله « مسلم بن عتبه »، یکی از فرماندهان یزید، به مدینه و فتنه‌ی عبدالله بن زبیر و نیز تسلط بیست ساله‌ی حجاج بن یوسف بر کوفه و آزارهای دائمی او به شیعیان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و کشتار گسترده‌ی آنها و آنچه منجر به وجوب تقیه از طرف حضرت سجاد علیه اسلام گردیده بود.

 

در چنین موقعیتی امام زین العابدین علیه السلام نهضت فرهنگی شیعه را پایه‌گذاری و میراث علمی و اخلاقی پدرانش را حفظ نمود.

او هم باقیمانده‌ی صحابه پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین علیه السلام را تحت سرپرستی و ولایت خود قرار داد و هم شاگردان جوان دیگری را جذب کرد و به تعلیم و تربیت آنها مشغول شد؛

به طوری که بعضی از آنها نظیر ابو حمزه ثمالی به مقام سلمان و لقمان رسیدند و مفسران و اندیشمندان برجسته‌ای نظیر قاسم بن محمد بن ابی بکر، سعید بن مسیب و ابان بن تغلب به جامعه تبدیل شدند.

 

هشدار به عالمان

در بینش شیعه امامان معصوم علیهم السلام به عنوان « ساسه العباد » یعنی شایسته ترین عناصر برای رهبری سیاسی جامعه و افرادی که برجسته ترین سیاستمداران در زمینه تدبیر الهی بندگان خدا می باشند، شناخته شده اند.

آنان این مسئولیت را از جانب خداوند متعال به دوش دارند و در هر شرائط مناسبی با اوضاع جامعه به بهترین شیوه آن را به منصه ظهور می رسانند یا با تشکیل حکومت به شکل رسمی یا با قیام و نهضت و یا با اشراف کامل بر اوضاع سیاسی و ارائه رهنمود به جامعه و اتمام روشنگری برای مردم و نخبگان.

 

حضرت علی بن الحسین علیه السلام در عصر خود یکی از قوی ترین عملکردهای سیاسی را در طول تاریخ از خود به یادگار گذاشته اند که برخی از جنبه های آن در طول دوران اسارت حضرت تا برگشت به مدینه مورد بررسی قرار گرفت و در مقطع پس از شهادت حضرت امام حسین تا هنگامه ورود به مدینه، به آن اشاره شد.

و به بخش عمده دیگر در بررسی بعد سیاسی وجود اقدس حضرت در مواجهه با زمامداران خود کامه و خون آشام اموی و مسائل سیاسی خرد و کلان جامعه اشاره می شود.

 

در این قسمت در راستای بررسی بعد فرهنگی وجود مبارک امام سجاد علیه السلام و پایه گذاری یک نهضت فرهنگی فراگیر به بازخوانی یک سند تاریخی بسیار با ارزشی که از قلم مبارک امام سجاد علیه السلام صادر شده است می نشینیم تا روشن گردد در دیدگاه امام نه تنها « سیاست عین دیانت است » که با هشداری قاطع به یک عالم درباری، چگونه به افشاگری علیه نظام حاکم برخواسته و نقش منحصر به فرد علما را در تائید و یا تخریب نظام سلطه بازگویی می فرمایند و با ذکر خطر دنیاگرائی برای عالمان، به گونه ای بدیع به ریشه یابی انگیزه های روحی و روانی عملکرد عالمان وابسته به دربارها می پردازند.

 

در واقع این نامه بازگو کننده مواضع سیاسی حضرت علیه السلام در آن شرائط می باشند، این نامه سیاسی اثبات می کند که حضرت نه تنها پیشوای اهل عبادت بلکه رهبری برجسته در میدان سیاست و جهاد است که همه چیز حتی سیاست را با صحیفه اخلاق در آمیخته و با این شیوه الهی در صدد مبارزه با تحکیم پایه های ظلم و ستم بر آمده است، برای بررسی این نامه با ارزش ابتدا باید بیوگرافی مختصری از مخاطب آن به نام محمد بن مسلم بن شهاب زُهری بیان کنیم و سپس متن نامه را مورد توجه قرار دهیم.

 

روابط خانوادگی

 

رای بررسی کیفیت ارتباط حضرت امام سجاد علیه السلام با افراد خانواده باید ارتباط آن حضرت را با مادر، همسران و کنیزان بررسی نمود.

در زمینه ارتباط با حضرت با مادر خویش که البته دایه ای بودند که ایشان را شیر داده بود، برخورد بسیار عجیبی در حرمت گذاری حضرت به آن بانو، نقل شده است که حاکی از جلالت و عظمت وجودی حضرت می باشد.

 

این برخورد به صورت کامل در قسمت بزرگواریهای ویژه حضرت سجاد علیه السلام تحت رقم 3 بیان گردید و خلاصه آن چنین است که: حضرت سر یک سفره با مادر خود نمی نشستند و وقتی که از علت آن سئوال شد فرمودند: می ترسم دستم به غذایی دراز شود که قبلاً مادرم اراده کرده از آن تناول کند و به همین مقدار باعث رنجش خاطر او فراهم گردد. و بعدأ وقتی فهمیدند مادرشان میل دارند با ایشان غذا بخورند، روی غذا طبقی می گذاشتند و از زیر آن غذا می خوردند تا به این محذور مواجه نشوند.

 

از این روایت لزوم مراعات شدید حرمت و احترام مادر در همه ابعاد استفاده می شود، آری این برخورد تبلور و ترجمان این آیه قرآن است که: « ووصیّنا الانسان بوالدین احسناً »؛ (8 / عنکبوت) یعنی انسان را به احسان مطلق به پدر و مادرش وصیت نمودیم.

 

در زمینه سایر ارتباطات حضرت سجاد علیه السلام با خانواده به معنای عام آن که شامل ارتباط و برخورد با پدر، برادر، عمه، عمو و سایر اقوام می باشد، گزارشات محدودی در تاریخ ثبت شده است که به بعضی از آنها در بررسی مقطع همراهی امام چهارم با امام حسین از مدینه به کربلا تا هنگامه شهادت و مقطع پس از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام تا هنگامه ورود به مدینه اشاره گردید.

احترام شدید نسبت به پدر و مراعات ادب کامل در هنگام صحبت با ایشان، تصمیم بر دفاع از پدر در آخرین لحظات روز عاشورا وقتی که پدر را تنهای تنها یافتند و احترام و مراعات عمه خود حضرت زینب، نمونه هایی از این ارتباط و برخورد است.

 

چه اینکه حضرت با سایر افراد فامیل خود همیشه با کرامت و بزرگواری برخورد می کردند و اگر احیاناً آنها بی مهربانی و یا سوء ادبی داشتند حضرت با عفو و گذشت و لطف و محبت با آنها برخورد می کردند.

نمونه هایی از این قبیل برخوردها در برخورد حضرت با عموی خود « محمد بن حنفیه » و با عموی دیگر خود « عمر اطرف » با پسر عموی خود حسن بن حسن و با سایر اقوام در تاریخ ثبت شده و در خلال بحثهای مربوط به بررسی بعد فردی و بعد اجتماعی آن وجود اقدس مورد اشاره قرار گرفت.

 

ارتباط حضرت سجاد علیه السلام با جامعه

امامت و رهبری که به معنای سکانداری مدیریت جامعه و مستلزم تدبیر همه شئون زندگی مردم است، قطعاً با برقراری ارتباط با افراد مختلف جامعه عملی می‌شود.

 

در عصر حضرت سجاد علیه السلام، حق حکومت و رهبری که در انحصار آن بزرگوار بود، به خاطر ظلم و تعدی نظام سیاسی اموی از او سلب شده بود ولی امام به اندازه امکانات خود و با مراعات شرایط زمان و مکان با افراد مختلفی از جامعه ارتباط برقرار می‌کرد و بر اساس وظیفه امامت خویش، آنها را هدایت می‌فرمود.

 

رفتار امام سجاد علیه السلام با زیردستان

حضرت امام سجاد علیه السلام رفتار بزرگوارانه و مهربانانه‌ای با زیر دستان و غلامان خود داشت، به گونه ای که آنها همواره احساس امنیت می کردند. در این باره به چند ماجرای خواندنی اشاره شده است:

روزی امام سجاد یکی از غلامان خود را صدا زد ولی غلام پاسخ نداد. دوباره صدا زد ولی غلام باز پاسخ نداد. بار سوم وقتی غلام پاسخ داد، امام به او فرمود:« پسرم، صدایم را نمی‌شنیدی؟»

غلام گفت:« آری. »

امام پرسید:« پس چرا جوابم را ندادی؟!»

گفت:« چون از شما احساس امنیت کردم.»

امام فرمود:« حمد خدایی را که زیردستان مرا چنین قرار داد که از من احساس امنیت کنند. »

بنای امام چهارم بر « عفو و گذشت » بود.

 

« عبدالله بن عطاء » نقل می کند که یکی از غلامان امام سجاد علیه السلام مرتکب خطایی شد که بابت آن مستحق عقوبت بود. امام تازیانه‌ای را برای تنبیه او به دست گرفت و این آیه را برایش خواند که:« قل للذین آمنو یغفروا للذین لا یرجون ایّام الله » سوره جاثیه، آیه 14_ (به کسانی که ایمان آورده اند بگو از کسانی که به روزهای خدا امید ندارند در گذرند تا خداوند هر گروهی را به سبب آنچه مرتکب شده اند به مجازات رساند. »

غلام در این حال گفت:« من این چنین نیستم. من به رحمت الهی امید دارم و از عذاب او می ترسم.»

امام با شنیدن این سخن تازیانه را انداخت و به او فرمود:« تو آزاد هستی.»

 

روزی امام چهارم به مزرعه‌ی خود سرکشی کرد و دید تمام محصول خراب شده و از بین رفته است. با دیدن این صحنه به فکر فرو رفت و اندوهگین شد. (روشن است با کم کاری و تسامح غلامی که مسئول رسیدگی بود، نعمت های الهی ضایع شده و چنین فردی مستحق تنبیه بود.) امام تنها یک ضربه تازیانه به غلامش زد.

اما بلافاصله از این کار پشیمان شد و همین که به خانه رسید، کسی را دنبال آن غلام فرستاد. وقتی غلام آمد، دید امام لباس خود را بیرون آورده و تازیانه ای به دست دارد. غلام گمان کرد که می‌خواهد او را مجدداً تنبیه کند و ترسید.

اما امام تاریانه را به سوی غلام گرفت و فرمود:« کاری با تو کردم که هرگز نکرده بودم. اشتباه و لغزشی از من سر زده، و حال، این تازیانه را بگیر و مرا قصاص کن.»

غلام با مشاهده این بزرگواری گفت:« ای مولای من، قسم به خدا گمان داشتم قصد عقوبت مجدد من را دارید، و من به‌راستی مستحق کیفر هستم. حال چگونه شما را قصاص کنم؟!»

امام دوباره این خواهش را تکرار فرمود؛ اما غلام نپذیرفت. سرانجام امام فرمود:« حال که تو از این کار خودداری می‌کنی، این مزرعه را به تو صدقه می‌دهم.» و مزرعه ی خود را به او بخشید.

 

باید توجه داشت این که امام به خود نسبت خطا و لغزش می داد، حاکی از بزرگواری و کرامت نفسانی او بود و ابداً با مقام عصمتش که به معنای مصونیت کامل از گناه است، منافات نداشت.

 

همراهی با بیماران

در زندگانی حضرت زین العابدین علیه السلام تنها یک مورد از برخورد کریمانه آن بزرگوار با مرضی گزارش شده است و آن مربوط به دعوت تعدادی از « جزامیان » از حضرت است که در حال عبور با مرکب سواری از کنار آنها بودند، آنها از حضرت خواستند که با آنها غذا بخورند و چون ایشان روزه بودند نپذیرفتند ولی بعد که به منزل رسیدند دستور دادند به دقت غذای بسیار مطبوعی طبخ کنند و بعد تمام آن مریضها را دعوت کرده و خود با آنها غذا خوردند و بعد هم مقداری پول و غذا به آنها اعطا نمود.

 

از این برخورد حضرت به دست می آید چگونه حضرت از تعدادی از افراد جامعه اسلامی که به مرض درد آور و ناراحت کننده « جزام » مبتلا شده بودند دلجوئی نموده و در حالیکه همه از آنها گریزان هستند، آنها را به منزل دعوت کردند و با آنها هم غذا شدند و در موقع رفتن نیز به آنها هدیه دادند. اصولاً افرادی که مریض می شوند بیش از هر چیز به برخوردهای عاطفی نیاز دارند که نمونه بارز آن را در این برخورد حضرت سجاد علیه السلام مشاهده می کنیم.

 

مشروح روایتی که این برخورد را بیان می کند در قسمت بزرگواریهای ویژه حضرت سجاد علیه السلام ذکر گردیده است.

 

توصیه امام سجاد علیه السلام به پرهیز از باطل گرایی

امام صادق علیه السلام فرمود:

در مدینه مرد دلقک بیکاری بود که مردم را با لودگی‌های خود می‌خنداند.

روزی امام سجاد علیه السلام با چند تن از غلامانش از جایی می‌گذشت. مرد دلقک جلو رفت و عبای امام را از دوش ایشان کشید. امام کمترین توجهی به او نفرمود و رد شد.

غلامانش به دنبال مرد رفتند، عبا را از او گرفتند و به امام دادند.

امام از آنها پرسید:« این مرد کیست؟»

گفتند:« دلقکی است که مردم را می‌خنداند.»

امام فرمود:« به او بگویید خداوند، روزی دارد که در آن، انسان‌های اهل بطالت، زیان می‌کنند. (انَّ لله یوماَ یخسر فیه المبطلون)»

 

از این ماجرا چنین نتیجه می‌شود که کسانی که با بطالت خو کرده‌اند و صرفاً مردم را با انواع کارهای مضحک می‌خندانند، در روز قیامت زیان خواهند کرد.

 

ارتباط و برخورد با مخالفین و دشمنان

حضرت زین العابدین علیه السلام با مخالفین و دشمنانش و افرادی که به او ظلم و ستم روا داشته بودند یا غیبت و بدگویی‌اش را می‌کردند، رفتاری بزرگوارانه و بر محور « عفو و گذشت » داشت.

زندگانی امام چهارم پر است از گذشت‌ها و بخشش‌ها و برخوردهای کریمانه با افرادی که با سوء ادب و رفتار، مستحق توبیخ و مقابله به مثل بوده اند. امام دشنام آنان را با مهربانی و تواضع و احوالپرسی جواب می داد، غیبت آنها را با بیان اینکه « اگر آنچه گفتید در من موجود است، خداوند مرا ببخشد و اگر در من نیست خداوند شما را ببخشد »، و آزارهای دشمنان را با گذشت و عفو و کرم. و تأثیر این برخوردهای کریمانه در تغییر روش آنها بسیار عجیب بوده و آنها را شرمسار کرده و موجب اصلاح رفتار آنها شده است؛ و این رفتار امام باید الگویی برای جامعه اسلامی باشد.

 

نمونه هایی از این برخوردها در قسمت حلم و تواضع، عفو و گذشت بیان شده است.

 

در این جا نمونه‌ای از اعراض کریمانه امام از کسانیکه به او ناسزا می گفتند ذکر می‌کنیم: مردی به یکی از خاندان زبیر کلام ناروایی گفت و او را دشنام داد، اما مرد زبیری پاسخی نداد. پس از مدتی مرد زبیری به حضرت علی بن الحسین علیه السلام دشنام داد ولی امام پاسخی نداد. مرد زبیری سئوال کرد:« چرا جواب من را نمی‌دهی؟»

امام فرمود:« به همان دلیل که تو جواب آن مرد را ندادی!»

 

معجزه امام سجاد علیه السلام

یکی از شیعیان از حضرت امام سجاد علیه السلام پرسید:«به چه علت ما بر دشمنان‌مان برتری داریم در حالی که در بین آنها افرادی هستند که ظاهر آراسته‌تری از ما دارند؟!»

امام علیه السلام به او فرمود:«آیا دوست داری فضیلت خودت را بر آنها مشاهده کنی؟» عرض کرد:«آری.»

امام دست خود را به صورت او کشید و فرمود:«نگاه کن!»

آن مرد به محض مشاهده افرادی که در آنجا حضور داشتند، مضطرب شد و گفت:«مرا به همان حالتی که بودم برگردانید، چرا که من در مسجد جز روباه و بوزینه و سگ نمی بینم!»

امام دوباره دستی به صورت او کشید و او به حال اول خود برگشت.

 

معجزه امام سجاد علیه السلام در برابر عبدالملک

روزی عبدالملک بن مروان دور کعبه طواف می‌کرد. حضرت علی بن الحسین علیه السلام نیز پیشاپیش او در حال طواف بود و اعتنایی به او نمی‌فرمود.

عبدالملک به نگهبانان خود گفت:«این کیست که جلوتر از ما طواف می کند و به ما بی‌اعتناست؟»

گفتند:«علی بن الحسین.»

عبدالملک رفت بر جایگاه مخصوصش تکیه زد و گفت امام را نزد او بیاورند.

آن‌گاه به امام گفت:«من که قاتل پدر تو نیستم. پس چرا نزد ما نمی‌آیی؟!»

امام سجاد علیه السلام فرمود:«قاتل پدر من با کار خود، دنیای پدرم را نابود کرد ولی پدرم آخرت او را تباه ساخت. پس تو نیز اگر دوست داری مانند قاتل پدرم باشی، باش.»

عبدالملک گفت:«هرگز!! اما تو نیز گاهگاهی به نزد ما بیا تا از دنیای ما بهره‌مند شوی!»

امام با شنیدن این سخن ردای خود را پهن کرد، بر زمین نشست و چنین دعا فرمود:«بارپروردگارا، حرمت و جایگاه اولیائت را نزد خودت به او نشان بده!»

ناگهان ردای امام پر از درّ و گوهر شد، درّهایی که چشم‌ها را خیره می‌نمود.

آنگاه امام فرمود:« کسی که نزد خداوند چنین جایگاهی دارد، آیا به دنیای تو نیازمند است؟!»

سپس عرض کرد:«بارالها! اینها را از من بگیر که من هیچ نیازی ندارم.»

 

شفای بیمار با دعای امام سجاد علیه السلام

از حضرت علی بن الحسین علیه السلام نسبت به خانمی به نام «حبابه والبیه » دو کرامت عجیب:

 

1- « حبابه والبیه » می گوید: به حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) وارد شدم و در صورتم ( برص؛ پیسی ) عارض شده بود، حضرت دستش را بر آن گذاشت و به طور کلی از بین رفت. سپس فرمود: ای حبابه در پیروان ابراهیم غیر از ما و شیعیان ما از این مرض بهبودی نمی یابند.

 

2- امام باقر علیه السلام فرمودند: حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) برای « حبابه والبیه » دعا کردند و در پرتو دعای حضرت خداوند جوانی او را به او برگرداند و با انگشتان به او اشاره نمودند و در همان لحظه حائض گردید. و در آن موقع او یکصد و سیزده سال از عمرش می گذشت.

 

این دعای مستجاب و این اشاره الهی و تصرف در تکوین نشانه مقام ولایه الهی حضرت سجاد (علیه السلام) است.

 

از قرآن مجید نیز در زمینه مکالمه دو ملک که برای عذاب قوم «لوط » آمده بودند و قبل از آن در منزل حضرت ابراهیم (علیه السلام) میهمان شدند و به خانم او مژده فرزندار شدن دادند، خانم حضرت که اساساً نازا و بسیار پیر بود با تعجب گفت آیا من بچه دار می شوم در حالیکه خود نازا و پیره زن هستم و شوهرم هم پیرمرد است؟! آنها گفتند آیا تو از امر الهی تعجب می کنی ؟! «و امرتُه قائمه فضحکت فبشر ناها باسحق و من و راء اسحق یعقوب _ قالت یا ویلتی ءاله و انا عجوز و هذا بعلی ان هذا لشی عجیب _ قالو تعجبین من امر الله. . . » (73 / 71)

 

در بعضی از روایات آمده است که « فضحکت » به معنای « حاضت » هست در همان لحظه خانم حیض شد. بنابر این هر گاه امر الهی به موضوعی تعلق بگیرد آن محقق خواهد شد. « انما امره الی اله اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون » (82 / یس )

یعنی هر آینه چون به چیزی اراده فرماید، کارش این بس که می گوید: باش پس اولیاء الهی نیز مظهر و تجلی امر الهی هستند و اراده الهی از کانال وجود آنها به منصه ظهور می رسد.

 

آگاهی از زبان حیوانات

ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان وسائط فیض الهی برای جمیع موجودات، نقش ولایت و راهبری عالم هستی را در بعد تکوین و تشریع به عهده دارند. در این ارتباط یکی از خصائص و کرامات آنان آشنائی بر همه لغات و لهجه ها در عالم انسانی و بر همه اصوات و لغات در عالم حیوانات می باشد.

علی بن الحسین علیه السلام نیز به لغات و اصوات حیوانات اطلاع داشته و در موارد متعددی با آنها صحبت نموده و مراد و کلام آنها را دانسته و شنیده و برای اصحابشان بازگو نموده اند. در این زمینه نقل کلام و سخن گنجشکها و آهو از حضرت سجاد علیه السلام روایت شده است.

 

در این زمینه قرآن مجید داستان گفتگوی حضرت سلیمان را با هدهد و همچنین مورچه را بین می کند و اینکه حضرت سلیمان زبان حیوانات را می دانسته است.

 

دو دستی که به هم چسبیده بود

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:

روزی در کنار حجرالاسود، دست یک مرد و یک زن که در حال طواف بودند به هم چسبید. ( شاید عقوبت الهی آنان به دلیل لغزشی که برای آن دو در حال طواف پیش آمد، این بود که دستهایشان که در چنین مکان مقدسی، به خیانت به هم دراز شده بود به هم بچسبد تا دیگران عبرت بگیرند.)

هر کدام از آنها تلاش سختی نمود که دست خود را جدا نماید اما هیچ کدام موفق نشدند. مردم که در صحنه حاضر بودند گفتند:«باید این دو دست را قطع کرد!»

در این هنگام حضرت امام سجاد علیه السلام وارد مسجد الحرام شد. همه مردم به طرفش شتافتند و از او کمک خواستند

امام پیش آمد و دست مبارک خود را بر آن دو دست گذاشت. دست‌ها بلافاصله از هم جدا شدند.

 

ماجرای شتر امام سجاد علیه السلام

حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود.

وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود. خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود.

خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید.

امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:« آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند.»

شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد.

امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود:« او را رها کنید! او می‌داند که از دنیا خواهد رفت.»

سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت.

 

کرامتی بزرگ

گریه بر مصائب بزرگ

« زُهری » می گوید: من نزد علی بن الحسین علیه السلام بودم که یکی از اصحابش به حضورش آمد حضرت با مشاهده او فرمود: خبر تو چیست ای مرد؟ (ما خبرک ایها الرجل؟) آن مرد گفت: ای پسر رسول خدا خبر من این است که من در حالی صبح کرده ام که چهارصد دینار مقروض هستم و نمی توانم آن را اداء کنم و دارای خانواده سنگینی هستم که قدرت تأمین آنها را ندارم؛ با شنیدن این خبر حضرت علی بن الحسین علیه السلام شروع کرد به گریستن، گریستنی شدید.

 

من به ایشان عرض کردم: یا ابن رسول الله چرا گریه می کنید: فرمود: آیا مگر نه این است که گریه برای مصیبتها و ناراحتیهای بزرگ آماده شده است؟ افراد حاضر گفتند: آری اینچنین است یا ابن رسول الله! او فرمود: پس کدام ناراحتی و مصیبت از این بزرگتر است که فرد مومن آزادی ببیند برادر مومنش کمبودی دارد ولی او قدرت برطرف کردن آن را نداشته باشد! و او را در نداری و فقر مشاهده کند ولی نتواند فقر او را برطرف سازد! بعد همه حاضرین متفرق شدند.

 

سخن یکی از مخالفین

بعضی از مخالفین که مرتب به حضرت علی بن الحسین علیه السلام طعنه می زد و ناسزا می گفت با مشاهده این برخورد امام با یکی از اصحاب خود گفت: تعجب است از این آقایان !! یک بار ادعا می کنند که آسمان و زمین و همه چیز به آنها داده شده است و خداوند هیچیک از آرزوها و حوائجشان را ردّ نمی کند و بار دیگر از اینکه حال یکی از خواصّ اصحابشان را اصلاح کنند، اعتراف به عجز می کنند. این حرف به همان مردی که صاحب قصه موجود است رسید.

 

بلافاصله به حضور حضرت علی بن الحسین علیه السلام آمد و عرض کرد: یا ابن رسول الله از فلان آقا چنین و چنان به من رسیده است و این بر من سنگین تر است از محنت و ناراحتی خودم.

 

حضرت علی بن الحسین علیه السلام با شنیدن این سخن او فرمودند: خداوند متعال برای فرج تو اذن داد!! ای فلانه (اسم یکی از کنیزهای خود را بردند) آنچه برای سحری و افطار من است بیاور!! او دو قرص نان را با خود آورده حضرت به مرد فرمود: این دو را بگیر که نزد ما غیر از آنها چیز دیگری نیست. هر آینه به تحقیق خداوند به وسیله همین دو مشکل تو را حل خواهد کرد و خیر وسیعی از آن دو به تو خواهد رسید.

 

عاقبت قرص نان

مرد آن دو را گرفت و به بازار وارد شد در حالیکه هیچ نمی دانست واقعاً با آن دو قرص نان چه کند، از سوی دیگر از سنگینی قرض خود تفکر می کرد و بدی حال خانواده اش و شیطان هم او را وسوسه می کرد که واقعاً چه رابطه ای بین این دو و نیاز تو وجود دارد؟

همچنانکه آن مرد در حال راه رفتن بود به ماهی فروش برخورد که یک ماهی از ماهی او نزد او باقی مانده بود. به او گفت: این ماهی تو نزد تو باقی مانده و یکی از این دو قرص نان من هم نزد من زیاد آمده است. آیا حاضری تو ماهی اضافی و به جا مانده خود را به من بدهی و یک قرص از نان اضافی من بگیری؟

او گفت: آری و لذا ماهی را به او داد و یک قرص نان را گرفت. باز آن مرد به راه افتاد و به مردی برخورد کرد که با او کمی نمک بود که کسی به آن رغبتی نداشت.

 

به او گفت: آیا حاضری این نمک را که کسی به آن رغبتی ندارد با یک قرص نان من که آن هم مورد رغبت کسی نیست معاوضه کنی؟ !! گفت: آری و این کار را کرد.

 

سرانجام مرد فقیر

مرد ماهی و نمک را آورده و گفت: این را با این اصلاح می کنم (یعنی ماهی را پخته و به آن نمک می زنم و تناول می کنم.) اما همینکه شکم، ماهی را پاره کرد دو لولوء بسیار فاخر در درون آن یافته خدای را شکر نمود و در همان حال که غرق خوشحالی حاصل از یافتن آن دو لولوء بود، درب منزلش به صدا در آمد او بیرون آمده تا ببیند که پشت درب چه کسی است؟ ناگهان دید صاحب ماهی و صاحب نمک هستند که با هم آمده و هر کدامشان می گویند: ای بنده خدا ما تلاش کردیم خودمان، یکی از خانواده هایمان قرص نان را بخوریم، ولی دندانمان در آن کارگر نیفتاد و جز این گمان نداریم که تو در بدحالی و دست تنگی به نهایت رسیده و بر مشقّت و شدت عادت کرده ای !حال ما این نان را به تو بر می گردانیم و آنچه را از ما گرفته ای بر تو حلال می کنیم او هم آن دو قرص نان را از آن دو گرفت و همینکه بعد از رفتن آن دو در منزل مستقر شد درب منزلش به صدا درآمد و کسی جز فرستاده حضرت علی بن الحسین علیه السلام نبود.

 

او به منزل وارد شده و گفت: حضرت به تو می فرماید: خداوند فرج تو را فرا رسانید حال طعام ما را به ما برگردان که آن را جز ما نمی خورد !! آن مرد دو لولوء را فروخت و مال بسیار فراوان و بزرگی به دست آورد که هم قرضش را با آن اداء کرد و حالش هم بعد از آن بسیار خوب شد!!!

 

واکنش مخالفین و پاسخ امام

بعضی از مخالفین با مشاهده خوب شدن وضع این شیعه، گفت: چقدر این تفاوت شدید است. در حالیکه علی بن الحسین نمی توانست نیاز او را برآورد اینچنین او را با این ثروت بزرگ بی نیاز کرده است. این چگونه ممکن است ! و چگونه کسی که بر این ثروت بزرگ قدرت دارد از برطرف کردن نیاز یک شیعه عاجز است؟

 

حضرت علی بن الحسین علیه السلام هم فرمودند: آری قریش هم به پیامبر صلی اله علیه و آله چنین گفتند: چگونه از مکه به بیت المقدس می رود و در آنجا آثار انبیاء را مشاهده می کند و باز در یک شب از آنجا بر می گردد، همان کسی که نمی تواند از مکه به مدینه برود مگر در خلال دوازده روز؟ و این در هنگامی بود که حضرت از مکه هجرت کرده بود.

 

سپس حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمودند: سوگند به خداوند امر الله و امر اولیاء او را با او نمی دانند و جاهلند، هر آینه به مراتب بلند جز با تسلیم به خداوند جل ثنائه نمی توان نائل شد و با ترک نمودن پیشنهاد به او و راضی بودن به آنچه او با آن، آنها را تدبیر می کند.

اولیاء خداوند به ناگواریها و سختیها صبر کردند صبری که هیچکس دیگر در آن با آنها مساوی نیست در نتیجه خداوند هم آنها را جزا داد به اینکه نجاح و پیروزی و به مقصد رسیدن را در زمینه همه خواسته هایشان به ایشان واجب کرد ولکن آنها با وجود این جز آنچه او برای آنها اراده کند، از او درخواست نمی کنند.

برای کسب درآمد از طریق اینترنت بدون سرمایه اینجا کلیک کنید

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :