مقاله وتحقیق
جدیدترین مقالات در مورد علوم مختلف

> سریال خارق العاده آموزش زبان extra

> آموزش برق خودرو

> آموزش مكانيك پژو 405

> راهنمای پرورش زنبور عسل

> آموزش زبان انگليسي در خواب

> آموزش پرورش قارچ

> آموزش ساخت جعبه كادويي

> مجموعه آموزشی پرورش بوقلمون

> آموزش سفره آرايي و ميوه آرايي

> قلم قاری قرآن

> مجموعه آموزشی تعمیرات لپ تاپ

> آموزش شغل پرسود پرورش شترمرغ

کسب درآمد از طریق اینترنت از هفت راه متفاوت بدون نیاز به تجربه وتخصص
نویسنده: امیر - ۱۳۸٩/٩/٢٤

        مقدمه

عاشورا زمان نیست، ابدیت است؛ چرا که در ابدیت روی داده است و در ابدیت جریان دارد.


و کربلا نیز ورای هر کرانه ای، قطعه ای در ابدیت است.
هر جا که انسان است، کربلا نیز هست و هر جا که زندگی هست، عاشورا حضور دارد؛ چه آن که کربلا بستر زندگی و عاشورا صحنه رویارویی همیشگی انسان با شیطان است.
سنت یاد کرد حماسه عاشورا، همه ساله شور و ولوله ای خاص در کشورمان برپا می کند. امسال نیز همچون سال های گذشته، چند روز پیش از فرا رسیدن ماه محرم، تکاپوی محسوسی همه جا به چشم می خورد. تکاپویی که یک بار دیگر این سؤال را مطرح می کند که حقیقتاً این حسین)ع(کیست که جان ها همه شیفته، بلکه دیوانه اوست؟
ابا عبدالله الحسین)ع(در یک نیمروز داغ بر ساحل تشنگی قد برافراشت و حماسه ای آفرید که توفنده و دامن گستر در آوندهای تاریخ جریان دارد و امروز و هر روز چراغ راه انسان هاست.
عاشورا کامل ترین و مناسب ترین الگو برای تمامی عصرهاست. امام حسین)ع(خود نیز فرموده است: «انا لکم فی اسوه» من برای شما الگو و نمونه هستم و پیامبر اکرم)ص(در توصیف حرکت امام حسین)ع(آن را شعله ای سردی ناپذیر تا انتهای ابدیت خوانده است.
عاشورا، زلال ترین و شورانگیزترین حماسه تاریخ است و الهام بخش همیشه رهروان آزادی و آزادگی؛ حماسه ای که رمز پایدار عدالت طلبی و حقیقت جویی را همراه دارد. حماسه عاشورا در هنگامه زوال ارزش ها و غلبه ظلم و ریا و نفاق از افق شهادت سر زد و رسالت خود را جداسازی حق از باطل و نابودی جهل و شرک و ظلم شناساند.
امروز ما هرچه داریم از حضور باصلابت در صحنه های بین المللی تا طنین حماسه در عرصه های رویارویی با دیو ظلم، همه و همه را مرهون مکتب عاشوراییم. پس در پاسداشت این هویت حماسی بکوشیم و برای درک جانمایه حرکت الهی ابا عبدالله الحسین)ع(از سرچشمه های زلال آن جان را سرشار کنیم و از آلایش های تحریف گر روی بازگردانیم.                                                 

احیاگرى حسینى و احیاى ارزش‏هاى الهى

قیام امام حسین علیه السلام نسبت ‏به دین و ارزش‌هاى دینى یک حرکت احیاگرانه بود که با قیام الهى خود بسیارى از ارزش‏هاى دینىراکه مهجور و متروک مانده بود احیا کرد. به‏ طور کلى، وجه مشترک همه احیاگران اسلامى در دغدغه دین داشتن است. آنان گسستى را بین اسلام و جامعه احساس مى‏کنند که مشاهده آن براى دیگران مقدور نیست‏ یا لااقل به شکل بحرانى درک نمى‏کنند. این گسست ممکن است در مقام اندیشه و برداشت جامعه از اسلام باشد و نیز ممکن است که عمیق‏تر شود و عرصه سیاست و معیشت مسلمانان را نیز شاملگردد. در این صورت، منطق احیاگرى از سطح گفتمان‏هاى نظرى فراترمی‌رود و ناظر به عمل اجتماعى مى‏شود. بنابراین، احیاگرى دینى، هر دو عرصه فکر و عمل را در بر مى‏گیرد.

«کار ویژه‏» آنان عبارت از اصلاح و تحکیم موقعیت ایمان و بسط معنویت در فضاى فکرى و اجتماعى جامعه اسلامى است.

از تعریف کار ویژه احیاگران دینى، دوره تاریخى و موقعیت اجتماعى که در آن به سر مى‏برند، روشن مى‏گردد احیاگران در عصر گسست‌هاى معنوى، یا به تعبیر دقیق‏تر در عصر بحران معنویت و عبودیت ‏به سر مى‏برند، در چنین عصرى، جامعه و محییان در موقعیت تشدید فرایندهاى دنیوى و غیر دینى شدن قرار دارند. بر مبناى مختصات تاریخى و موقعیتى احیاگران، مى‏توان گفت که کار ویژه آنان نوعى رویارویى مستقیم با فرآیندهاى عرفى کننده (دنیوى ساز) است. بر همین اساس است که جمع بین احیاگرى و عرفى‏گرایى را تمناى محال مى‏دانیم؛ زیرا این دو جریان در جهت کاملا مخالف و متضاد حرکت مى‏کنند. عرفىگرایى در هر دوره و موقعیتى، مصداق خاصى دارد و به یک شکل ظاهر نمى‏گردد. از این رو، عرفى گرایى نیز همانند احیاگرى دینى، صورت‌هاى مختلفى را شامل مى‏شود که در وصف «این جهانى شدن و دنیوى شدن‏» اشتراک دارند. لذا ظهور احیاگران دینى در هر دوره تاریخى، نقطه عطفى بر حرکت آرمان خواهى دینى و معنویت‏طلبى بشر است و نمى‏توان نهضت‏هاى احیاگرانه دینى را نفى کننده یکدیگر دانست.

 

1. اصلاح گرى امام حسین علیه السلام و احیاى امر به معروف و نهى از منکر

انسان موجودى است دو بعدى؛ یک بعد او لجن و بعد دیگرش روح خدا. این دو بُعد اگر با یکدیگر هماهنگ شوند، انسان را به پرواز در آورده و به خداگونگى مى‏رسانند، اما اگر هر یک از آن دو بُعد مورد غفلت و بى‏توجهى قرار گرفت، دیگرى به تنهایى تقویت مى‏شود و انسان را یک بعدى و بى‏ معنى و بى‏ارزش مى‏کند، انسان را از جامعیت مى‏اندازد، یا به زمین مى‏چسباند و از هر چارپایى پست‏تر و مخرب‏تر مى‏کند و یا در آسمان‏هاى رؤیایى و آرمان‏هاى بى پایه مى‏کشاند و از واقعیت‏هاى این‏ جهانى دور و ناآگاه مى‏گرداند.

چون مردم بدین ناهماهنگى و ناسازگارى افتادند، تنها راه، اصلاح آنان با وسایل و ابزارهاى گوناگون در شرایط مختلف است؛ در شرایطى باید به ارشاد و راهنمایى و کار فرهنگى دست زد، در شرایطىدیگرباید به عمل پرداخت و با اقدامى سیاسى و مسالمت‏آمیز در اصلاح مجتمع و مردم کوشید، اما در شرایطى که قدرت حاکم با ابزارهاى تبلیغاتى ذهن و اندیشه و عقل مردم را ربوده، به رگبارهاى تند تبلیغات بسته است و با تنگناهاى اجتماعى مجال هر گونه اندیشیدن و آگاه شدن درست را بر مردم بسته، آگاه شدن و اندیشیدن را در یک مسیر قرار داده است و کسى نمى‏تواند و نباید به شکل دیگرى بیندیشد و از چیزى جز آن که فرمانروایان مى‏خواهند آگاه شود، در شرایطى که اندیشه سازان داورى کردن درباره کارهاى خوب و بد دیگران را فضولى در کار خدا جلوه مى‏دهند و حکم کردن درباره هر کسى را به عهده خدا در روز رستاخیر مى‏دانند و بس، در هنگامه‏اى که مردم را محکوم و دست ‏بسته مشیت پروردگار و قضا و قدر کردگار مى‏دانند، در زمانى که جز تقلید از اهل حدیث چیز دیگرى جایز نیست و بحث و استدلال و تعقل و تفکر، انسان را به شلاق و زندان و کشته شدن دچار مى‏کند، نه موعظه و ارشاد و کار فرهنگى کارساز است و نه اصلاحات مسالمت‏آمیز مؤثر؛ تنها راه، در چنین شرایطى، وارد آوردن ضربه‏اى شدید، ایجاد زمین لرزه‏اى زیر و رو کننده و صور اسرافیلى بیدارکننده و از خواب مرگ برانگیزنده مى‏باشد.

امام حسین علیه السلام در وقت ‏خروج از مدینه در وصیتى که به برادرش محمد حنفیه کرده، به این هدف اصلاحى اشاره فرموده است و خروج خویش را با انگیزه «مطلب اصلاح در امت پیامبر»، ذکر مى‏کند:

«...انى لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا ظالما ولا مفسدا و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى، ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنکر (38)؛ همانا من براى ایجاد آشفتگى و خودنمایى و نابسامانى و ستمگرى خروج نکرده‏ام، بلکه همانا من براى طلب اصلاح امت جدم قیام کرده‏ام و اراده کرده‏امبهاین که امر به معروف و نهى از منکر کنم.‏»

 

در تعبیر «لطلب الاصلاح‏» نکته‏اى وجود دارد. امام علیه السلام نفرمود: «انما خرجت للاصلاح‏» بلکه فرمود: «انما خرجت لطلب الاصلاح‏» یعنى من در جستجو و در پى اصلاح هستم. نظیر این تعبیر در سخنرانى امام علیه‌السلام براى نخبگان و علما هم هست که فرموده بودند: «ولکن لنرى المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فى بلادک‏.» این خطبه زمانى ایراد شد که هنوز صحبت از خروج و مبارزه با یزید مطرح نبود. امام علیه السلام در آخر این خطبه، دعا مى‏کند و خطاب به خداى متعال مى‏گوید:

پروردگارا! تو مى‏دانى که هدف ما از این فعالیت‏هاى سیاسى جز این نیست که معالم دین تو و معیارهاى اسلامى را به مردم نشان دهیم.

یعنى نشان دهیم دین چیست و نشانه‏هاى آن کدام است و چگونه و با چه معیارى مى‏توان افراد دیندار و افراد بى دین را شناخت؟ و نیز هدف ما این است که اصلاح را در بلاد تو ظاهر کنم. کلمه «نظهر» دو معنى مى‏تواند داشته باشد؛ اول این که روشن کنیم اصلاح چیست، و دیگر آن که اصلاح را تحقق بخشیم و بر فساد، ظاهر و غالب گردانیم.

هچنین حضرت در سفر حج در خطبه‏اى که در منا خواندند از اوضاع کشور اظهار ناخشنودى نمودند و جامعه را نیازمند اصلاحات دانستند:

«اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تناقسا فى سلطان ولا التماسا من فضول الحطام ولکن لنرى المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فى بلادک و یا من المظولمون من عبادک و یعمل بفرائضک و سنتک و احکامک (39)؛ خداوندا تو خود مى‏دانى عملکرد ما نه براى آن است که به ریاست و سلطنت دست‏ یابیم یا از روى دشمنى و کینه توزى سخن بگوییم، لیکن پیکارها براى این است که پرچم آیین تو را بر افراشته و بلاد بندگان تو را آباد سازیم و به ستمدیدگان از بندگان تو امنیت ‏بخشیم و احکام و سنن و فرائض تو را پیاده کنیم.‏»

امام حسین علیه السلام در خطبه معروف منا با اشاره به جایگاه و اهمیت «امر به معروف و نهى از منکر» در اصلاح جامعه مى‏فرماید:

«خداوند در این آیه اشاره به آیه 71 از سوره توبه:«المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» امر به معروف و نهى از منکر را اولین فریضه قرار داد؛ زیرا اگر به انجام این فریضه اقدام گردد تمام فرائض چه آسان و چه دشوار عملى مى‏شود، علاوه بر این امر به معروف و نهى از منکر، دعوت کردن به اسلام است. هر گامى در طرد ستمگرى‏ها و مخالفت ‏با ستمگران، و دعوت کردن به تقسیم عادلانه بیت‌المال و غنایم و گرفتن مالیات از چیزهایى که در اسلام مشخص گردیده و مصرف آن در جایگاه اصلى خویش است.‏»

2. تشکیل حکومت اسلامى

تردیدى نیست که رسالت‏ بزرگ همه انبیا و اولیا خدا، مبارزه با ظلم و ستم و فساد و آرمان مشترک همه آنها، آزادى و سعادت و رفاه انسان‌ها، و اجراى احکام الهى و ارزش‌هاى انسانى است. این اهداف بدون از میان بردن نظام‏هاى طاغوتى و تاسیس و تحقق حکومت دینى امکان‏پذیر نیست. از این روامامحسین علیه السلام همچون پدر و نیاى خویش افشاى چهره واقعى مستکبران و مستبدان ریاکار و اسقاط حکومت جابر از آنان را از مهم‏ترین وظایف دینى خویش مى‏شمرد. به همین جهت در کنار پدر و برادرش براى این هدف مجاهدات بسیارى کرد و به ویژه پس از شهادت امام مجتبى علیه السلام به موازات افزایش ستم و فساد باند اموى کوشید تا با افشاگرى‏هاى به‏ موقع، پرده سالوس و ریا را از چهره آنان برگیرد و مردمان را نسبت ‏به واقعیت‏هاى تلخ جامعه اسلامى آشنا کند.

امام حسین علیه السلام در بخشى از دعاى عرفه مى‏گوید:

«فلم ازل ظاعنا من صلب الى رحم فى تقادم من الایام الماضیة والقرون الخالیة لم تخرجنى لرافتک بى و لطفک لى و احسانک الى فى دولة ائمة الکفر الذین نقضوا عهدک و کذبوا رسلک لکنک اخرجتنى للذى سبق لى من الهدى الذى له یسرتنى و فیه انشاتنى .‏»

در این فراز امام حسین علیه السلام خداوند را مى‏ستاید که او را در زمان جاهلیت ‏به دنیا نیاورده است؛ این نشان بلند نظرى آن حضرت است. چون ممکن است کسى تبهکارانه به سر برد و براى توجیه تباهى خود بگوید: ما در زمان جاهلیت زندگى مى‏کردیم و احکام الهى را نمى‏دانستیم و هر انسان جاهلى معذور است؛ اما روح بلند انسان کامل این را عذر نمى‏داند، بلکه مى‏کوشد تا به احکام الهى عالم شود و بدون عذر باشد، نه معذور. حضرت اباعبدالله علیه السلام به درگاه خداوند متعال عرضه مى‏دارد: خدایا! تو را شکر مى‏کنم که مرا در دولت زمامداران کفر به دنیا نیاوردى چون اگر قبل از اسلام به دنیا مى‏آمدم از نعمت اسلام و معارف عمیق آن محروم مى‏شدم، اما تو بر من منت نهادى و پس از سپرى شدن دولت کفر و استقرار دولت اسلام، مرا به دنیا آوردى.

این سخن، تشویق به حکومت اسلامى و تلاش براى استقرار نظام الهى است. چون اگر کسى بخواهد شکر نعمت ‏به دنیا نیامدن در دولت کفر را به جا آورد باید براى براندازى دولت کفر و حاکمیت ‏شرک و تشکیل حکومت اسلامى و حفظ آن تلاش کند. براى این ‏که با وجود حکومت کفر، رسیدن به معارف الهى و اخلاقى انسانى هر چند که متعذر و ممتنع نیست لیکن دشوار خواهد بود و توفیق زمزمه و مناجات با خدا در لواى حکومت اسلامى و حاکمیت دین آسان‏تر است و سالار شهیدان نیز براى همین منظور قیام کرد تا در پرتو نظام اسلامى، آیندگان نیز همانند خود آن حضرت مشمول الطاف و برکات دولت ‏حق گردند و در پناه دولت اسلام بر حاکمیت قرآن احیا شوند، از این رو فرمود: من علیه حاکمیت ‏ستم قیام کردم تا کفر را براندازم و اصلاح در امت جدم محمد صلی الله علیه و آله ایجاد کنم:«انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى‏.» ؛ آن روح بزرگوار حماسى این هدف را پى گرفت تا سرانجام به مقصود خویش نایل آمد.

3. احیاى کتاب و سنت

یکى از احیاگرى‏هاى امام حسین علیه السلام، احیاى کتاب و سنت ‏بود. در قیام کربلا هدف آن است که با مجاهدت عاشوراییان، دین اسلام عزت خویش را باز یابد و حرمت‏هاى الهى دیگر بار محترم شمرده شوند و دین خدا یارى شود.

در سخنان سیدالشهدا علیه السلام، هم نمونه‏هایى از مرگ سنت‏ها و حیات بدعت‏ها و جاهلیت‏ها مطرح است، هم نکته‏هایى از باز آفرینى ارزش‏هاى فراموش شده و احیاگرى نسبت ‏به اصول از رمق افتادهوجود دارد. امام حسین علیه‌السلام چنان که گذشت در نامه‏اى که خطاب به مردم بصره مى‏نویسد، مى‏فرماید:

«و انا ادعوکم الى کتاب الله و سنة نبیه صلی الله علیه و آله فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت و ان تسمعوا قولى و تطیعوا امرى اهدکم سبیل الرشاد ؛ من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر فرا مى‏خوانم. سنت مرده و بدعت زنده شده است. اگر سخنم را بشنوید و فرمانم را پیروى کنید، شما را به راه رشاد، هدایت مى‏کنم‏.»

در مسیر راه، وقتى به فرزدق بر مى‏خورد، اوضاع را چنین ترسیم مى‏کند:

«اى فرزدق؛ این جماعت، اطاعت‏ خدا را گذاشته‏اند، پیرو شیطان شده‏اند. در زمین به فساد مى‏پردازند، حدود الهى را تعطیل کرده، به میگسارى پرداخته و اموال فقیران و تهیدستان را از آن خویش ساخته‏اند. من سزاوارترم که براى یارى دین خدا برخیزم، براى عزت بخشیدن به دین او و جهاد در راه او، تا آن که «کلمة الله‏» برتر باشد.»

این هدف و فلسفه قیام را از زبان فرستاده امام، حضرت مسلم بن عقیل هم در کوفه مى‏شنویم. وقتى مسلم بن عقیل را دستگیر کرده و به دارالاماره آوردند، ابن زیاد او را به شورش گرى و تفرقه ‏افکنى متهم ساخت. حضرت مسلم با شهامت او را چنین پاسخ داد:

«چنان نیست که مى‏گویى! مردم این شهر بر این باورند که پدرت نیکمردانشان را کشته و خون‌هایشان را ریخته و همچون شاهان ایران و روم رفتار کرده است. ما آمدیم تا به عدالت دعوت کنیم و به کتاب خدا فرا خوانیم.» (46)

این تهمت و وضع آن در مورد خود امام حسین علیه السلام هم گفته شده است. عمر بن سعد، پس از بیرون آمدن امام حسین علیه السلام از مکه و عزیمت ‏به سوى کوفه، نامه‏اى به او نوشت و از او خواست که از این مسیر برگردد و تفرقه ‏افکنى نکند که هلاک شود! حضرت در پاسخ او نوشت:

«کسى که دعوت به سوى خدا کند و عمل صالح انجام دهد و بگوید من از مسلمانانم، هرگز دشمنى و مخالفتى با خدا و رسول نکرده است‏.» (47)

و بدین گونه حرکت‏ خویش را، حرکتى خداجویانه و اصلاح گرانه خواند، نه شورشى تفرقه‏انگیز، تا بهانه کشتن او به حساب آید.

جمع بندى و نتیجه‏گیرى

با توجه به مطالبى که گذشت، در بسیارى از نهضت‏ها، پس از مدتى که از دوران آغازین آن مى‏گذرد و کسانى به ناروا به مسند قدرت و ریاست تکیه مى‏زنند، هدف‌هاى نخستین و ارزش‌هاى متعالى که در شعارهاى نهضت مطرح مى‏شده، کمرنگ مى‏شود، یا فراموش مى‏گردد. آنچه از دین نیست (بدعت) وارد دین مى‏شود و آنچه از پایه‏هاى اصلى و اولیه انقلاب دینى و مکتبى است، از یاد مى‏رود و رویه‏هاى مغایر با سنت‌هاى نخستین رایج مى‏شود و قانون و حکم الهى نقض مى‏شود. مردم نیز به تدریج، به این انحراف‌ها و بدعت‌ها خو مى‏گیرند و عکس‏العمل چندانى از خود نشان نمى‏دهند. گاهى از شعائر و برنامه‏ها و سنت‌ها، اسکلتى بى روح و تشریفاتى ظاهرى بر جاى مى‏ماند که چندان اثر گذار هم نیست.

در چنین موقعیت‏هایى دلسوزان آن نهضت‏ یا وارثان آن مکتب و دین، براى احیاى مجدد پیام‌ها و محتواها و دعوت‌ها و هدف‌هاى آغازین، دست‏ به کار مى‏شوند تا جامعه خفته را بیدار کنند و به اصول مکتب و بایدهاى دین توجه دهند. این کار، گاهى با فدا شدن مال و جان همراه است و احیاگران سنت‌هاى دینى باید خود را فدا کنند تا جامعه بیدار و دین احیا شود. نهضت کربلا هم یک حرکت احیاگرانه نسبت ‏به اساس دین و احکام الله بود. در مطالعه سخنان امام حسین علیه السلام تکیه فراوانى روى احیاى دین و اجراى حدود الهى و احیاى سنت و مبارزه با بدعت و فساد، و دعوت به حکم خدا و قرآن دیده مى‏شود.(48)

همانطور که گذشت در عصر امام حسین علیه‌السلام ارزش‌هاى دینى متزلزل شده و آفات و آسیب‏هاى مختلفى اندیشه، جامعه و فرهنگ دینى مسلمانان را در بر گرفته بود. و امام حسین علیه السلام با تکیه بر کتاب الهى و سنت نبوى صلی الله علیه و آله در صدد احیاى دین و ارزش‌هاى دینى برآمد و با جان و دل و با تمام وجود به قیام علیه بدعت‌ها و بى‏عدالتى‏ها همت گمارد.

در بین آسیب‏هاى گوناگونى که عصر امام حسین علیه السلام به آنها مبتلا بود، آسیب‏شناسى باورها و عقاید دینى و آفت زدایى از آنها نقش به سزایى در قیام حسینى ایفا کرد؛ چرا که به قول علماى جامعه شناسى معرفت، معمولا مطرح شدن آراء و عقاید کلامى و فلسفى، موجب پیدایش و شکل‏گیرى بسیارى از نهضت‏هاى سیاسى، اجتماعى و دینى مى‏شود.

مهم‏ترین مؤلفه‏هایى که امام حسین علیه السلام در احیاگرى دینى خود بر آنها تاکید داشتند عبارتند از:

1. اصلاح جامعه مسلمین و احیاى امر به معروف و نهى از منکر.

2. تشکیل حکومت اسلامى .

3. احیاى کتاب و سنت .

 

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :