مقاله وتحقیق
جدیدترین مقالات در مورد علوم مختلف

> سریال خارق العاده آموزش زبان extra

> آموزش برق خودرو

> آموزش مكانيك پژو 405

> راهنمای پرورش زنبور عسل

> آموزش زبان انگليسي در خواب

> آموزش پرورش قارچ

> آموزش ساخت جعبه كادويي

> مجموعه آموزشی پرورش بوقلمون

> آموزش سفره آرايي و ميوه آرايي

> قلم قاری قرآن

> مجموعه آموزشی تعمیرات لپ تاپ

> آموزش شغل پرسود پرورش شترمرغ

کسب درآمد از طریق اینترنت از هفت راه متفاوت بدون نیاز به تجربه وتخصص
نویسنده: امیر - ۱۳٩٠/٧/۳

‌   خروسی بود بال و پرش رنگ طلا ، انگاری پیرهنی از طلا، به تن کرده بود ، تاج قرمز سرش مثل تاج شاهان خودنمائی می کرد . خروس ما اینقدر قشنگ بود که اونو خروس زری  پیرهن  پری صدا می کردند .

خروس زری از بس مغرور و خوش باور بود همیشه بلا سرش می اومد برای همین آقا سگه همیشه مواظبش بود تا برا ی ش اتفاقی نیافته .


روزی از روزا آقا سگه اومد پیش خروس زری  پیرهن  پری ، بهش گفت : خروس  زری  جون .

خروسه گفت :‌ جون خروس زری

سگ گفت :  پیرهن  پری جون

خروس : جون  پیرهن  پری

سگ : می خوام برم به کوه دشت  ، برو تو لونه ، نکنه بازم گول بخوری ، درو رو کسی وا نکنی

خروس گفت : خیالت جمع باشه ، من مواظب خودم هستم .

آقا سگه رفت ، بی خبر از اینکه روباه منتظر دور شدن اون بود .

همینکه آقا سگه حسابی دور شد ،  روباه ناقلا جلوی لونه خروس زری اومد تا نقشه اش رو عملی کنه ، جلوی پنجره ایستاد و شروع کرد به آواز خوندن :

ای خروس سحری                      چشم نخود سینه زری

شنیدم بال و پرت ریخته               نذاشتن ببینم

نکنه تاج سرت ریخته                   نذاشتن ببینم

خروس زری که به خوشگلی خودش افتخار میکرد خیلی بهش بر خورد ، داد زد : ” نه بال  و پرم  ریخته ، نه تاج سرم ریخته . “

روباه گفت اگه راست میگی ، بیا پنجره رو بازکن تا ببینمت .

خروس مغرور پنجره رو باز کرد و جلوی پنجره  نشست و گفت :  بیا این بال و   پرم ، اینم تاج سرم .

و همینکه خروس سرش رو خم کرد که تاجش   و نشون بده ، روباه بدجنس پرید و گردن خروس  را  گرفت .

خروس زری داد زد : آی کمک  ، کمک ، آقا سگه به دادم برس .

آقا سگه با گوشهای تیزش صدای خروس زری  را  شنید و به طرف صدا دوید .

دوید و دوید تا به روباه رسید . از روباه پرسید : ”‌ آی روباه ناقلا خروس  زری   را  ندیدی ؟ “

روباهه که ده ا ن آقا خروسه رو بسته بود و اونو توی کوله پشتی انداخته بود ،‌ شروع کرد به قسم خوردن که والا ندیدم ، من از همه چیز بی خبرم ، و پشت سر هم قسم می خورد .

یکدفعه چشم آقا سگه به کوله پشتی افتاد و گفت :‌” قسم روباه و باور  کنم  یا دم خروس را ؟“

آقا روباهه تازه متوجه شد که دم خروس از کوله پشتی اش بیرون آمده ، پس کوله پشتی اش رو انداخت و تا می تو ا نست دوید تا از دست سگ نجات پیدا  کند  .

و خروس زری  پیرهن  پری هم همراه آقا سگه به خونشان برگشتند .

کسب درآمد از اینترنت بدون نیاز به سرمایه وتخصص

در ازای هر کلیک 100 ریال دریافت کنید

هفت راه متفاوت برای کسب درآمد از طریق اینترنت

درآمد ماهیانه 300 هزار تومان از اینترنت فقط با روزی یک ساعت کار

 

افزایش بازدید کنندگان سایت به طرز عجیب

افزایش ترافیک سایت و وبلاگ

کسب در آمد از طریق   دریافت اس ام اس 

با عضویت در این سیستم به ازای دریافت هر اس ام اس تبلیغاتی مبلغی دریافت کنید

برای عضویت و کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید

 

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :