مقاله وتحقیق
جدیدترین مقالات در مورد علوم مختلف

> سریال خارق العاده آموزش زبان extra

> آموزش برق خودرو

> آموزش مكانيك پژو 405

> راهنمای پرورش زنبور عسل

> آموزش زبان انگليسي در خواب

> آموزش پرورش قارچ

> آموزش ساخت جعبه كادويي

> مجموعه آموزشی پرورش بوقلمون

> آموزش سفره آرايي و ميوه آرايي

> قلم قاری قرآن

> مجموعه آموزشی تعمیرات لپ تاپ

> آموزش شغل پرسود پرورش شترمرغ

کسب درآمد از طریق اینترنت از هفت راه متفاوت بدون نیاز به تجربه وتخصص
نویسنده: امیر - ۱۳٩٠/۱/۱٩

توحید در فرهنگ اسلامی ، معنای بلند و گسترده ای دارد. توحید در ذات ، توحید در صفات ، توحید در افعال و توحید در عبادت.
توحید یعنی : ایمان به یگانگی خداوند.
توحید یعنی : نفی هوس ها. کسی که هوا پرست است ، از مدار توحید خارج است.
(أفرأیت من اتّخذ الهه هواه ) (85) آری ، کسانی که از هوس های خود پیروی می کنند، در حقیقت خدای آنها، هوای نفس آنان است.


توحید یعنی : نفی طاغوت ها. شعار و هدف تمام انبیا این بود: (أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت ) (86) توحید یعنی : نفی نظام های طاغوتی . امام رضا (ع) پس از آنکه مجبور شد ولیعهدی مامون را بپذیرد، در جلسه علنی و در برابر همه مردم شرط کرد که در نظام مامون عزل و نصبی و دخالتی نکند.
توحید: یعنی خطّ بطلان کشیدن بر تمام افکار التقاطی و ردّ تمام ایسم ها و مکتب هایی که از مغزهای بشری برخاسته است.
توحید یعنی : قطع تمام روابطی که سبب سلطه وسرپرستی بیگانگان است.
توحید یعنی : نفی فرمان کسی که دستورش با دستور خدا هماهنگ نباشد.
توحید یعنی : قبول رهبری کسانی که خدا رهبری آنان را امضا کرده است.
توحید یعنی : نق نزدن به دستورات خدا، تسلیم بودن وبندگی در پیشگاه او.
و خلاصه توحید یعنی : سرکوبی بت های درونی و بیرونی ، بت عنوان ، بت مدرک ، بت مقام ، بت مال ، تا هیچ یک از آنها ما را از مدار حقّ و پیروی از راه حقّ باز ندارد.
توحید یعنی : آنچه مرا به قیام وامی دارد خدا باشد و آنچه مرا به سکوت فرا می خواند رضای خدا باشد.
اقتصاد توحیدی ، یعنی : در تمام برنامه های تولید، توزیع ، مصرف و مدیریّت ، حکم خدا اجرا شود.
ارتش توحیدی ، یعنی : هدف ارتش ، خودخواهی ، انتقام ، کشورگشایی و استثمار نباشد، بلکه اعتلای کلمه حقّ و گسترش قانون خدا باشد. هدف ، سرکوبی ستمگران و نجات مستضعفان و دفاع از حریم مال و جان و ناموس و تلاش برای حفظ مرزها باشد.
جامعه توحیدی ، جامعه ای است که رهبر آن طبق معیارهای الهی انتخاب شود، یعنی بر اساس علم ، تقوا، جهاد، سابقه ، امانت ، قدرت ، مدیریّت و...، نه براساس زور، پول ، پارتی ، و یا وابستگی به قدرت های بزرگ.
جامعه توحیدی ، آن است که قانون خدا بر آن حکومت می کند و همه مردم ، در برابر آن مساویند و اعمال غرض در آن را ندارد.
بنابراین آنچه برخی افکار التقاطی در مورد جامعه توحیدی مطرح ساخته و آن را با جامعه بی طبقه کمونیستی یکی دانسته اند، قابل قبول نیست . زیرا در جامعه توحیدی اسلام ، خدا حکومت می کند نه مردم.
اگر پیامبر (ص ) فرمود: ((قولوا لااله الاّ اللّه تفلحوا)) نباید با دید ساده به این جمله بنگریم ، زیرا نتیجه توحید در این شعار پیامبر، فلاح و رستگاری است .
(87) قرآن هدف نهایی را فلاح می داند و اگر به تقوا سفارش می کند و می فرماید: (یاایّها النّاس اعبدوا ربّکم الّذی خلقکم و الّذین من قبلکم لعلّکم تتقون ) (88) ای مردم ! عبادت کنید خدایی را که شما و پیشینیان شما را آفرید تا شاید به تقوا برسید. لکن خود تقوا هدف نهایی نیست ، بلکه تقوا مقدّمه ای است برای رسیدن به فلاح ، چنانکه در آیه ای دیگر می فرماید: (فاتّقوا اللّه یا اولی الالباب لعلّکم تفلحون ) (89) ای صاحبان عقل ! تقوا پیشه کنید تا شاید به فلاح و رستگاری برسید.
روزی در کلاس درباره توحید و جمله ((لا اله الاّ اللّه )) مطالبی را بیان می کردم.
روی تابلو تصویر دانه ای را کشیدم که در زیر خاک قرار دارد و سپس سبز می شود و گفتم : این دانه برای رهایی از دل خاک سه عمل انجام می دهد:1 فرو بردن ریشه های خود در درون خاک .
2 جذب موادّ غذایی خاک .
3 دفع مزاحم و ذرّات خاک و سپس سر بر آوردن از آن.
پس از آن گفتم : انسان هم اگر بخواهد از جهل و تباهی رهایی یابد باید همین سه عمل را انجام دهد:
1 باید ابتدا عقاید خود را مبتنی بر استدلال کند.
2 باید برای پیشرفت ، از تمام امکانات بهره برد وموادّ ریشه را جذب کند.
3 باید هرگونه مانع را از سر راه خود بردارد تا به فضای توحید برسد.
امّا اگر در هر یک از سه مرحله کوتاهی کند، همچنان در رکود و بدبختی باقی می ماند. اگر عقایدش محکم ومبتنی بر علم نباشد، از امکانات استفاده نکند و به دفع دشمنان نپردازد می پوسد، همان گونه که دانه در دل خاک ، اگر دست به این سه عمل نزد خواهد پوسید.


ریشه های ایمان به خدا

در بحث تحلیل های غلط از دین ، روشن شد که جهل ، ترس وفقر، ریشه ایمان به خدا نیست . اکنون می پرسیم ، پس منشأ ایمان چیست ؟ چه چیزی انسان را به سوی خدا می کشاند؟ در پاسخ می گوییم : ریشه های ایمان به خدا، عقل و فطرت آدمی است.


عقل
عقل به ما می گوید: هر اثری یک موثّری دارد و این حکم به قدری روشن است که اگر شما بسیار آرام به صورت نوزادی بدمید، او چشم باز می کند، به اطراف می نگرد و به دنبال موثّر می گردد وچنین می فهمد که این دمیدن از یک سرچشمه ای به وجود آمده است . آری ، مساله ((از اثر پی به موثّر بردن )) از روشن ترین مسایل روزمرّه زندگی ماست . چگونه می توان باور کرد که مثلا تصویر یک خروس یا طاووس به عکّاس یا نقّاش نیاز دارد، ولی خود خروس و طاووس به خالق و طرّاح نیاز نداشته باشد!؟ چگونه عقل را قانع کنیم که یک دوربین عکّاسی سازنده دارد، لکن چشم انسان سازنده با شعوری ندارد؟ در صورتی که عکس برداری چشم به مراتب مهم تر از عکس برداری دوربین است ، زیرا دوربین هر چند بار که عکس گرفت باید فیلم آن را عوض کنیم ، ولی چشم دائما در حال عکس برداری است . چگونه عقل قبول کند دستگاه پالایش نفت ، سازنده داشته باشد، امّا دستگاه گوارش انسان ، سازنده نداشته باشد؟ چگونه بپذیریم که نظم در رفتار یک فرد، دلیل بر وجود شعور در اوست ، ولی نظم در جهان هستی ، دلیل بر وجود شعور در خالق آن نباشد؟ کوتاه سخن این که اگر یکی از نشانه های بهترین جهان بینی آن است که با پذیرفتن عقل توام باشد، عقل ما در برخورد با نظم و حساب دقیق ، برای جهان هستی ، قدرت با شعوری را می پذیرد و مطالعه در هستی ما را به سوی یک بینش الهی سوق می دهد.

شرک
شرک یعنی : به غیرخدا تکیه کردن ، به مخلوق خدا مقام خدایی دادن.
شرک یعنی : قدرتی را در برابر قدرت خدا علم کردن.
شرک یعنی : اطاعت بی چون و چرا از غیر خدا.
شرک یعنی : گروه گرایی ، که در راه خدا نباشد.
شرک یعنی : وابستگی به قدرت ها و ابرقدرت ها.
در لابلای تمام داستان های قرآن دو مساله زیاد به چشم می خورد:1 زنده کردن ایمان به قدرت الهی و توجّه به الطاف و امدادهای غیبی ، و غافل نشدن از غضب و قهر خدا.
2 کوبیدن تمام تکیه گاه های موهوم و خط بطلان کشیدن بر معیارهای غلط و از بین بردن مویرگ های شرک.
در قرآن می خوانیم : حضرت نوح به فرزند خود هشدار داد وبه او اخطار کرد که همه کفّار با غضب خدا در آب غرق خواهند شد، فرزندش گفت : من تا قهر خدای تو را ببینم به کوه پناه می برم . (179) مشاهده می فرمایید که منطق فرزند نوح چیست ، اوکوه وقدرت کوه را در برابر قهر خدا قرار می دهد. این نمونه روحیّه شرک است.
اگر ما هم در برابر خدا همچون فرزند نوح کسی یا چیزی را علم کنیم مشرکیم.

تاریخچه شرک
انسان ، موجودی است مادّی و به امور مادّی گرایش زیادی دارد. در زمان های قدیم هنگامی که شخصیّت بزرگی مرگش فرا می رسید و از میان مردم می رفت ، آنها به خاطر عشق و علاقه ای که به او داشتند، مجسّمه او را ساخته ، مورد احترام و تکریم قرار می دادند. این احترام کم کم به پرستش تبدیل گردید.
از عوامل دیگری که می توان به عنوان پدید آورنده شرک در جامعه نام برد، ترس از طاغوت ها، طمع ، تقلید و رفاقت هاست.

تنوّع شرک
شرک در طول تاریخ دارای مظاهر گوناگونی بوده است ، دیروز جامعه انسانی شاهد گونه هایی از شرک بوده ، امروز شاهد گونه هایی دیگر از آن هستیم.
شرک دیروز خورشید پرستی ، ماه پرستی وبت پرستی بود وشرک امروز مقام پرستی ، عنوان پرستی ، قهرمان پرستی ، پول پرستی و مدرک پرستی است . شرک دیروز تعصّبات قومی وقوم پرستی بود و شرک امروز ناسیونالیسم و وطن پرستی است.

نمونه های شرک
یکی می گوید: اکنون دیگر به نماز باران نیاز نداریم ، زیرا با حفر چاه نیم عمیق آب مورد نیاز خود را تامین می کنیم.
دیگری می گوید: الان دیگر زمانی نیست که خدا قهر کند و قحطی به مردم رو آورد، زیرا کشتی های گندم فوری از خارج وارد می شود.
سوّمی می گوید: اینکه قانون شرع حسابی دارد، قبول داریم ، لکن ما نمی توانیم از قوانین دولتی یا بین المللی سرباز زنیم . گرچه حکم خدا چنین است ، لکن رضایت مردم و یا همسر را هم باید به حساب آورد.
ما گاهی به فرمان خدا عمل می کنیم و گاهی هم پیرو این و آنیم . این نوع دید و منطق با توحید و بندگی حقّ منافات دارد.
یکی از فقها نقل می کرد: قبل از انقلاب ، در سفری همراه امام خمینی 1 به تهران می آمدیم . به ایشان گفتم : چه خوب است که دولت عراق به ایرانی ها اجازه مسافرت نمی دهد، وگرنه فضلا و طلاّب قم همه به سوی نجف می رفتند و حوزه علمیّه قم خلوت می شد. امام از این طرز بیان بسیار ناراحت شد و از قم تا تهران در ماشین برای من صحبت کرد که اگر کسی در فکر غیر خدا باشد و بخواهد یکی بالا و دیگری پایین بیاید، حوزه قم شلوغ شود و حوزه نجف خلوت یا به عکس و خلاصه اگر کسی جز راه خدا و رضای او به فکر تامین مساله دیگری باشد، از مدار توحید دور می شود، محور کار و هدف ما باید خدا باشد، نه علاقه ها و روابط و منطقه ها و نژادها وشغل ها و تعصّب های محلّی و قبیله ای و....

آرم و نشانه شرک
در قرآن ، حدود دویست مرتبه با کلمه ((دون اللّه )) و ((دونه )) که به معنای غیر خداست از شرک سخن به میان آمده . اگر بخواهیم برای شرک ، نشانه و آرمی پیدا کنیم که هم صحیح باشد و هم قرآنی ، این کلمه بسیار مناسب است . آری ، کسانی که به سراغ غیر خدا می روند، عزّت را از غیر خدا می خواهند، قانون غیر خدا را اجرا می کنند و به غیر او دل می بندند، محرّک آنها رضای دیگران است ، از غیرخدا می ترسند وبرای غیر او کار می کنند.
یکی از مسایل مهم روانشناسی بررسی ریشه عقده ها و جلوگیری از آنهاست . کسی که در مدار توحید قرارگرفت و فکر و حرکتش برای خدا شد، دیگر از نظر او شکست معنایی ندارد تا بخواهد عکس العمل نشان دهد و برایش انفجار روانی پیش آید. انسانی که برای خدا گام برداشت ، خداوند مشتری کار اوست (180) حرفش را می شنود و کارش را می بیند (181) او به غیر خدا کاری ندارد و از غیر خداوند هم انتظاری ندارد.
(182) اینکه ما می گوییم کار فلانی گرفت یا نگرفت ، شکست خورد یا پیروز شد، یا در روانشناسی مطرح می شود که ناکامی در فلان حرکت سبب عقده فلانی شد، این کامیابی ها و ناکامی ها در خارج از مدار توحید مطرح است . زیرا در دائره توحید ناکامی مطرح نیست ، برای پیامبر (ص ) زمانی که چوپان بود، یا از مکه به سوی مدینه رفت ، یا در کوه ها پناهنده بود، یا در جنگ ها، یا بالای منبر، یا در حال طواف ، یا در حال گل کشی برای ساختن مسجد، یا تنها یا در میان انبوه مردم ، هیچ یک از اینها برای روح پیامبر فرقی نداشت . آری ، مسئولیّت ها فرق می کند نه دلخوشی ها. این ما هستیم که اگر بخواهند شغل ما یا حتّی لباس ما یا میز ما و دفتر ما و محلّ زندگی ما را عوض کنند، از غم گرفته تا مرز خودکشی پیش می رویم ، چون همه اینها به نحوی برای ما اصالت پیدا کرده و یا بهتر بگویم بت شده است.

آمار مشرکان
با معنای گسترده ای که شرک دارد، اگر اندکی دقّت کنیم درمی یابیم که افراد مخلص کم هستند، مخلصان یعنی کسانی که محور کارهای خود را خدا قرار داده ، هیچ اراده تشکّر و جزایی از غیر او نداشته باشند، ریاکار نباشند، در برابر قانون خدا تسلیم بوده و قوانین غیر خدایی رامطرح نکنند. قرآن می فرماید: (و ما یومن أکثرهم باللّه الاّ و هم مشرکون ) (183) اکثر مردم به خدا ایمان ندارند مگر آنکه در کنار ایمانشان مشرک نیز هستند و تکیه گاه های غیرالهی دارند.

 

کسب درآمد از اینترنت بدون نیاز به سرمایه وتخصص

در ازای هر کلیک 100 ریال دریافت کنید

هفت راه متفاوت برای کسب درآمد از طریق اینترنت

درآمد ماهیانه 300 هزار تومان از اینترنت فقط با روزی یک ساعت کار

 

 

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :